الشيخ رسول جعفريان

70

دو سفرنامه حج سفرنامه ( حج ابوالقاسم مرجاني آئين كلائى و تفصيل سفر مكه معظمه ميرزا محمود خان مدير الدوله ) ( فارسى )

شب را به زحمت زياد رسيديم . شش فرسخى مكه كه آن مكان معروف بود به بئر حضرت امام حسن مجتبى - عليه السلام - كه آن منزل داراى همان يك چاه فقط بود كه يكى هم جز همان اعراب اطراف وفا نمىكرد . دو ساعت مانده به صبح روز چهارشنبه ششم ذى الحجه اردوى حاج شبانه حركت نمود . بعد از طى دو فرسخ كه قبل از طلوع آفتاب بود رسيديم به حدود حرم خداوندى كه مانند دروازه علامت برقرار و در چهار فرسخى واقع شده كه از آنجا « مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً » . قبل از ظهر رسيديم به پاى كوه نور كه علامتى بالاى كوه از گچ موجود . در يك فرسخى مكه كه سواد شهر مقدس نمايان كه چه حالى به ما به واسطهء رسيدن سواد حرم دست داد از تحرير درست درنيايد . در آن سر جماعت استقباليان حملَين مقدسَين كه عبارت از اشراف مكه و صاحب منصبان دولتى و مشايخ عرب باشند پيدا شد ، خصوصا جناب شريف كه به وضعى پيدا شد [ 49 ] كه واقعا تماشا داشت . تا يك ميدان راه از دو طرف عسكر عثمانى به ترتيب نظامى صف سلام براى حملين بسته مشغول مزيك و مزقان تا محمل‌ها آمدند و گذشتند . به جلالى آن دو حمل را وارد شهر نمودند كه هيچ سلطانى را به آن جلال در ورود كسى نشان نگفته . پس وقت ناهار مرسومى دارد شهر . درهمان ابتداى شهر نزديك به قبرستان حضرت خديجه - سلام الله عليها - در اتاق سه مرتبه كه آدم هاى حاجى باشى در سه ليره تا آخر عمل براى ما اجاره كرده بودند ورود نموديم . با وجودى كه از اشتياق زيارت خانه بىقرار بوديم مع هذا آن روز را كه به حسب